هرکسی قطعا تو این دنیا یه وظیفه ای داره
یکی غذا درست کن
یکی پول در بیاره
یکی مراقب باشه
یکی نمیدونم یعنی درس خوندن هم جزو وظایفه؟
دوسش ندارم دیگه
زور داره برام خوندش دیگه
هیچ هدفی نیست برای ادامه دادنشه
ولی وظیفه شده برام انگار که بخون چون برام زحمت کشیدن و من تنها با اینکار میتونم قدردانشون باشم
اما دوسش ندارم علاقه ندارم
حالم بهم میخوره ازش
برچسب: نویسنده: یوسف جعفری تاريخ: دوشنبه 6 آبان 1398 ساعت: 18:31
تو بیا و بگو من فلان چیزو حتما میخوام کل عالم و آدم دست به یکی میکنن که نشه که بد تر بشه که نا ممکن بشهنمیدونم شاید من شدم قطب هم سوی جریان زندگی ازم دوری میگزینه شایدم قضیه چیزی دیگس و من خبر ندارماه
برچسب: نویسنده: یوسف جعفری تاريخ: دوشنبه 6 آبان 1398 ساعت: 18:31
برچسب: نویسنده: یوسف جعفری تاريخ: دوشنبه 6 آبان 1398 ساعت: 18:31
لعنت به شبایی که هجوم یه مشت فکر احمقانه خواب و از سرت پرت میکنه و بغض و میشونه تو گلوت و تو هیچ کاری نمیتونی بکنی برای خودت جز اینکه بذاری اشکات آروم سر بخورن رو گونه هات تا گلو درد ناشی از بغضت رفع بشه
لعنت به تنهایی که وادارت میکنه به کسی فکر کنی که میدونی چجوری هست و اصلا به دردت نمیخوره
لعنت به دختر بودن که گیر کرده بین خواسته عقل و قلبش
من عااااااااااشق نیستممممممممممممممم
فقط یه توهم احمقانس که عین همیشه بعد دو روز رفع میشه
برچسب: نویسنده: یوسف جعفری تاريخ: دوشنبه 6 آبان 1398 ساعت: 18:31
یعنی ممکنه کسی که زیاد تو ذهنمونه
ماهم زیاد تو فکرش باشیم
یعنی همونطور که ما بهش فکر میکنیم
اونم به ما فکر کنه
برچسب: نویسنده: یوسف جعفری تاريخ: دوشنبه 6 آبان 1398 ساعت: 18:31